شوراهای کارگری مستقل با اتکا به نیروی کارگران ایجاد می شود

28 فوریه 2011
  • رامین کوهیاری                                                                                                   
  • در اعتراضات اخیر کارگران ایران خودرو به دنبال حادثه خونین که بر اثر آن تعدادی از کارگران کشته و زخمی شدند، هجوم نیروهای ضد شورش (موتورسوار، ون سوار و…) و بر قرار کردن جو ارعاب بر کارخانه نتوانست کارگران را به عقب نشینی از خواست ها و مطالباتی وادار کند که در حین اعتراضات آنان به صورت شعار مطرح می شد. به خاطر جلوگیری از تجمع کارگران و به هم پیوستن کارگران شیفت های مختلف، شیفت صبح را تعطیل کردند. در روزهای بعد نتوانستند کارگران را به کار وادار کنند. مدیران از روبروشدن با کارگران واهمه داشتند و آنجا هم که در محیط کارخانه ظاهر می شدند با خشم کارگرانی روبرو می گردیدند، تا جایی که درچند مورد به دهنادی و دیگر مدیران حمله کردند. آنان سرانجام مجبور شدند خواست ها و مطالبات کارگران را بشنوند. قابل گفتن است زمان زیادی از حادثه کارگران نگذشته بود که استاندارتهران (تمدن)، مدیران اطلاعات، مدیران ارشد ایران خودرو، وزارت صنایع، عواملی از امنیت ملی و… در کارخانه جلسه گذاشتند و از نجم الدین خواستند به هر نحو ممکن کارخانه را آرام کند. در جلسه اول (روز چهارشنبه) نمایندگان کارگران خواست های کارگران را مطرح کردند. گفته شده که تمدن خطاب به کارگران میگوید: «به کار برگردید قول شرف می دهیم خواست های شما را عملی کنیم». در همین زمان یکی از افرادی که در جلسه حضور داشته دور از چشم نمایندگان کارگران به کارگرانی که جلوی غذا خوری (محل جلسه) تجمع کرده بودند، سخنی به این مضمون میگوید: «با مطالبات شما توافق شده به سر کار برگردید». اما کارگران به گفته-های او وقعی نمی نهند و به او اعتراض می کنند. در داخل جلسه هم نماینده کارگران در پاسخ تمدن می گوید: «ما از این قول ها زیاد شنیده ایم، باید مطالبات را مکتوب کرده و به امضا برسانیم» که تمدن در جواب می گوید: «ما نمی خواهیم این گونه مسایل رسانه ای شود». نمایندگان جلسه را ترک می کنند و ماوقع جلسه را به گوش کارگران می رسانند.
    در جلسه دوم کارگران خواستار حضور مدیر کارخانه نجم الدین می شوند. بالاخره پس از بهانه تراشی-های بسیار از قبیل اینکه نجم الدین فعلا نمیتواند حضور پیدا کند و به بهشت زهرا رفته است، ایستادگی و پافشاری کارگران روی آمدن نجم الدین، نتیجه میدهد. نجم الدین در جمع کارگران حضو ر می یابد. اینکه نجم الدین کجا بوده زیاد فرق نمی کند، چیزی که مشهود است این است که نجم الدین از حضور پیدا کردن در جمع کارگران ابا داشته است . از سویی دیگر با توجه به آنچه در روزهای اعتصاب گذشت، نجم الدین از سوی نیروهای اطلاعاتی، استاندار تهران و دیگر عوامل دولت سرمایه تحت فشار بود تا اعتراض کارگران را خاموش کند. نیروهای ضد شورش از آمدن کارگران به جاده کرج جلوگیری می کردند و در کلانتری چیتگر و دیگر مناطق نزدیک کارخانه نیز مستقر شده بودند تا در صورت نیاز به وجودشان به کارخانه بیایند. نجم الدین به ناچار به ٢٧ یا ٢٨ مطالبه کارگران تن داد، اما عملی شدن خواست شورای کارگری را که از خواستهای اساسی کارگران بود به ٦ ماه بعد موکول کرد. گزارش رسمی این جلسه در «کارآمد» نشریه ایران خودرو و به طور مختصر در یک برگ کاغذ ۴ A آمده است که در قسمت پرس و شاتل برای تشویق کارگران به کار پخش شده بود.
    نجم الدین از پذیرش این خواست کارگران طفره رفت. برای روشن شدن این موضوع به دهه هفتاد بر می گردیم. در آن سالها طرح ایجاد شوراهای اسلامی کار مطرح گردیده بود. کارگران قدیمی که ضد کارگری بودن شوراهای اسلامی در جامعه کارگری ایران را لمس کرده و به تجربه دریافته بودند که چنین تشکلهای دست ساز دولتی هدفشان مقابله با جنبش کارگری است. آنها از بدو روی کار آمدن جمهوری اسلامی ایجاد شده بودند تا هر حرکت ضد سرمایه داری کارگران را در نطفه خفه کنند.
    به نظر میرسد نجم الدین در اینجا آگاهانه از بیان صفت اسلامی شورا خودداری کرد که مبادا بحث های دهه هفتاد جان بگیرد. وی اصل خواست تشکیل شورای کارگری را پذیرفت و با این استدلال که «نیاز به بستر سازی هست» وعده ٦ ماه بعد را داد. طبیعی است که هدف نجم الدین از بسترسازی شورا با هر اسم و صفتی ایجاد تشکلی است که فرمان مدیر کارخانه و سرمایه را اجرا کند. با توجه به شرایط و آنچه از گذر تجربه برای ما کارگران به اثبات رسیده است استبداد سرمایه و سرمایه داران تمام هم و غمشان در جهت بالا بردن شدت کار و بالابردن استثمار از نیروی کار ارزان می باشد. هرچه نیروی کار ارزان تر باشد راندمان تولید نیز برای سرمایه داران بالاتر می رود. اما درصد دستمزد کارگران این بخش کارگری ایران خودرو – که نسبت به دیگر بخشهای کارگری در ایران وضع بهتری دارند – نسبت به دستمزد کارگران دیگر شرک های ماشین سازی در اروپا و امریکا در حد چند در صد دستمزد آنها میباشد. برای جلوگیری از اعتراض کارگران نسبت به شرایط کمی دستمزد، ندادن آکورد و رکورد متوسل به نیروی سرکوب می شوند و در کارخانه جو رعب و وحشت در کارخانه برقرار می کنند. با توجه به این مسایل زمانی که نجم الدین از شورای کارگری حرف می زند، با توجه به ساختار اقتصادی و شرایط بهره کشی از نیروی کار ارزان از ایجاد شوراهای اسلامی ضد کارگری و یا دیگر تشکل های همسو با سرمایه نیز وحشت دارند. هدف آنها از طرح ایجاد شوراهای کارگری بیشتر برای آن بود که با وعده و وعید کارگران به سرکار بازگردانند. تنها کاری که انجام شد این بود که امسال رکورد را که در واقع بخشی از دستمزد کارگران است بدون تأخیر به آنان پرداخت کردند!
    اما چرا کارگران به نجم الدین نگفتند که اگر قرار است شورای کارگری تشکیل شود، این کارگران هستند که بایستی دست به کار شوند، که تنها کاری که مدیریت در رابطه شورا کارگری میتواند بکند این است که آنان و عواملشان در چگونگی تشکیل شورای کارگران دخالت نکنند، که تشکل کارگری زمانی معنای خود را می یابد که مستقل از امر و نهی عوامل مدیریتی عمل کند، که کارگران قسمت های مختلف کارخانه باید تجمع هایی داشته و در رابطه با چگونگی شورا صحبت کنند…؟ بدون شک این کار به ثمر نمی نشیند مگر با نیروی خود کارگران، چنان که در مسایل بعد از حادثه خونین در کارخانه قدرت عمل این نیرو اثبات گردید. قسمتی از کارگران در رابطه با طرح مطالبات کارگری نقش عمده داشتند، و این امر ناشی از ترفندهای عوامل کارخانه بود مثلاً راه بندان هایی که بین کارخانه شمالی و جنوبی به وجود می آوردند تا از شرکت کلیه کارگران یک شیفت در تجمعات جلوگیری به عمل آورند؛ ولی در هر حال بخش قابل توجهی از کارگران در چنین مواقعی بیشتر ناظر هستند تا دخالت گر. کارگران شیفت شب که شاهد حادثه خونین و حمله نیروهای ضد شورش بودند در گردهمایی کارگران شرکت نداشتند. با این وجود همین حد از عمل کارگران مدیران ارشد کارخانه و مدیران رده بالای نظام سرمایه را به تکاپو انداخت تا نجم الدین را هراسان جلوی صحنه بفرستند. او هم به برخی از خواست ها که کارگران سالهاست چه در اعتراضات جمعی خود و چه در گفت و گوهای چند نفره به آن پرداخته بودند، مانند لغو اضافه کاریها در روزهای جمعه، پرداخت رکورد، لغو پیمان کاری و … گردن نهاد. البته موضوع کارگران پیمانی یکی از خواست های اکثریت کارگران پیمانی است. در همین سال ٨٩ کارگران چند شرکت پیمانی در ذوب آهن توانستند با اعتصاب ها و اعتراضات چند ماهه خود بعضی از شرکت های پیمانی را منحل کنند ، و مستقیما با کارخانه ذوب آهن قرارداد ببندند که جدیدترین مورد آن شرکت نسوز آذران ذوب آهن می باشد. مسئله انحلال شرکت های پیمانی از چندی پیش در ذوب آهن کلید خورده بود.
    برگردیم به مسئله ایجاد تشکل کارگری از دید مدیران ایران خودرو دیگر دست اندرکاران نظام سرمایه. در سال ١٣٨۵ علی ربیعی در مورد ایجاد تشکل های دست ساز در مصاحبه ای با روزنامه شرق گفت: «١٣% مردم با نظام هستند.» وی برای جلوگیری از شورش های عمومی که وقوع آن را محتمل می-دانست ایجاد سندیکاهای کارگری و کارفرمایان را پیشنهاد کرد که از سوی جناح حاکم در قدرت سرمایه پذیرفته نشد. او میگفت در مواقع شورش های عمومی با وجود چنین تشکلهایی برای حفظ نظام سرمایه قدرت چانه زنی را از دست نمی دهیم، و به حق چنین تشکلهایی میتواند چند صباحی سپر بلای شورش عمومی باشند.
    برای نمونه به مورد تونس اشاره می کنیم. سندیکای تونس به توصیه و همکاری سندیکا ث ژ ت در سال ١٩٢٠ تشکیل شده است. سیاست گزاران این سندیکا هر کارگری را که از چهارچوب و ارکان سندیکا و سه جانبه گرایی تخطی میکرد و در اعتصابها شرکت میجست تنبیه مینمود. این سندیکاها در زمان حکومت بن علی گوش به فرمان سرمایه بودند. سه نفر از رهبران سندیکای ث ژ ت تونس در دولت محمد غنوچی شرکت کردند. سندیکا به خوبی در راستای حفظ نظام سرمایه داری تونس در زمان بن علی از اعتصاب و شورش کارگران جلوگیری کرد و در سامان دهی استثمار نیروی کار ارزان در خدمت سرمایه بود. آن گاه که تاریخ مصرف بن علی به پایان رسیده بود و توده های مزد بگیر (کارگران یدی و فکری) با شعار نان و آزادی به میدان آمده بودند، برای جلوگیری از هم پاشیدن نظام سرمایه داری تونس و حفظ سیستم تولید ارزش اضافی به محمد غنوچی پیوستند.
    در ایران نیز موضوع از همین قرار است. تشکل های دست ساز دولتی از نوع شورای اسلامی کار یا شورای کارگری در ایران، سندیکای ت ژ ت در تونس و… تشکل هایی هستند که در راستای مقابله با جنبش کارگری مستقل و مبارزات کارگران ایجاد می شوند. نجم الدین نیز با محول کردن تحقق خواست شورای کارگری به ٦ مه بعد در وهله اول به هدفش که جلوگیری از ادامه اعتراضات کارگران بعد از حادثه خونبار بود رسید و فرصت و زمان بیشتری خرید تا در زمان مناسب با خواست ایجاد شورای کارگری مستقل از طرف کارگران مقابله کند؛ در وهله دوم نیز در نظر دارد تا در صورت استمرار طرح تشکیل شورای کارگری از سوی کارگران و پافشاری آنان بر این امر، شوراهای اسلامی یا سندیکای نوع بن علی خودش را برای مقابله موذیانه با مبارزات کارگران ایجاد کند.
    شورای کارگری مورد نظر نجم الدین مدیر کارخانه ایران خودرو، در صورت تحقق، تشکلی است در جهت جلوگیری از اعتصابات کارگری. با وجود این، از آنجا که حاکمان سرمایه از تشکل یابی حداقلی و کنترل شده کارگران نیز وحشت دارند، سیاست کلی جناح حاکم بر آن است که حتی از ایجاد چنین تشکلهای همسو با سرمایه نیز جلوگیری کنند.
    شنیده شده که بسیاری از کارگران – چه آنهایی که در جلسه حضور داشتند و چه آنها که در شیفتهای دیگر کار می کنند – افسوس می خورند که چرا این موضوع به ذهنمان خطور نکرد یا آنجا نبودیم که در جمع کارگران اعلام کنیم. شورای کارگری بایستی به وسیله خود کارگران ایجاد شود و ما بایستی خود مقدمات ایجاد شوراهای کارگری را در جمع کارگران مطرح کنیم و با برپایی مجمع عمومی در قسمت-های مختلف موضوع شورای کارگری را به گوش دیگر کارگران برسانیم.
    روز ١۵ اسفند که قرار است نجم الدین به جمع کارگران بیاید زمان مناسبی است که خواست تشکیل شوراهای کارگری در جمع کارگران طرح شود. طبیعی است ایجاد تشکلی که بتواند در مقابل کارفرما برای عملی کردن خواست ها و مطالبات خود مبارزه کرده و از حقوق کارگران در مقابل آنان دفاع کند، شرکت کارگران پیشرو و بدنه کارگری را طلب می کند. از سوی دیگر همبستگی و اتحاد دیگر حلقه-های جنبش کارگری می تواند این مطالبه کارگری را به عنوان یک خواست عمومی کارگران به مدیران و دولت سرمایه تحمیل کند.///
  • رامین کوهی
  • در اعتراضات اخیر کارگران ایران خودرو به دنبال حادثه خونین که بر اثر آن تعدادی از کارگران کشته و زخمی شدند، هجوم نیروهای ضد شورش (موتورسوار، ون سوار و…) و بر قرار کردن جو ارعاب بر کارخانه نتوانست کارگران را به عقب نشینی از خواست ها و مطالباتی وادار کند که در حین اعتراضات آنان به صورت شعار مطرح می شد. به خاطر جلوگیری از تجمع کارگران و به هم پیوستن کارگران شیفت های مختلف، شیفت صبح را تعطیل کردند. در روزهای بعد نتوانستند کارگران را به کار وادار کنند. مدیران از روبروشدن با کارگران واهمه داشتند و آنجا هم که در محیط کارخانه ظاهر می شدند با خشم کارگرانی روبرو می گردیدند، تا جایی که درچند مورد به دهنادی و دیگر مدیران حمله کردند. آنان سرانجام مجبور شدند خواست ها و مطالبات کارگران را بشنوند. قابل گفتن است زمان زیادی از حادثه کارگران نگذشته بود که استاندارتهران (تمدن)، مدیران اطلاعات، مدیران ارشد ایران خودرو، وزارت صنایع، عواملی از امنیت ملی و… در کارخانه جلسه گذاشتند و از نجم الدین خواستند به هر نحو ممکن کارخانه را آرام کند. در جلسه اول (روز چهارشنبه) نمایندگان کارگران خواست های کارگران را مطرح کردند. گفته شده که تمدن خطاب به کارگران میگوید: «به کار برگردید قول شرف می دهیم خواست های شما را عملی کنیم». در همین زمان یکی از افرادی که در جلسه حضور داشته دور از چشم نمایندگان کارگران به کارگرانی که جلوی غذا خوری (محل جلسه) تجمع کرده بودند، سخنی به این مضمون میگوید: «با مطالبات شما توافق شده به سر کار برگردید». اما کارگران به گفته-های او وقعی نمی نهند و به او اعتراض می کنند. در داخل جلسه هم نماینده کارگران در پاسخ تمدن می گوید: «ما از این قول ها زیاد شنیده ایم، باید مطالبات را مکتوب کرده و به امضا برسانیم» که تمدن در جواب می گوید: «ما نمی خواهیم این گونه مسایل رسانه ای شود». نمایندگان جلسه را ترک می کنند و ماوقع جلسه را به گوش کارگران می رسانند.
    در جلسه دوم کارگران خواستار حضور مدیر کارخانه نجم الدین می شوند. بالاخره پس از بهانه تراشی-های بسیار از قبیل اینکه نجم الدین فعلا نمیتواند حضور پیدا کند و به بهشت زهرا رفته است، ایستادگی و پافشاری کارگران روی آمدن نجم الدین، نتیجه میدهد. نجم الدین در جمع کارگران حضو ر می یابد. اینکه نجم الدین کجا بوده زیاد فرق نمی کند، چیزی که مشهود است این است که نجم الدین از حضور پیدا کردن در جمع کارگران ابا داشته است . از سویی دیگر با توجه به آنچه در روزهای اعتصاب گذشت، نجم الدین از سوی نیروهای اطلاعاتی، استاندار تهران و دیگر عوامل دولت سرمایه تحت فشار بود تا اعتراض کارگران را خاموش کند. نیروهای ضد شورش از آمدن کارگران به جاده کرج جلوگیری می کردند و در کلانتری چیتگر و دیگر مناطق نزدیک کارخانه نیز مستقر شده بودند تا در صورت نیاز به وجودشان به کارخانه بیایند. نجم الدین به ناچار به ٢٧ یا ٢٨ مطالبه کارگران تن داد، اما عملی شدن خواست شورای کارگری را که از خواستهای اساسی کارگران بود به ٦ ماه بعد موکول کرد. گزارش رسمی این جلسه در «کارآمد» نشریه ایران خودرو و به طور مختصر در یک برگ کاغذ ۴ A آمده است که در قسمت پرس و شاتل برای تشویق کارگران به کار پخش شده بود.
    نجم الدین از پذیرش این خواست کارگران طفره رفت. برای روشن شدن این موضوع به دهه هفتاد بر می گردیم. در آن سالها طرح ایجاد شوراهای اسلامی کار مطرح گردیده بود. کارگران قدیمی که ضد کارگری بودن شوراهای اسلامی در جامعه کارگری ایران را لمس کرده و به تجربه دریافته بودند که چنین تشکلهای دست ساز دولتی هدفشان مقابله با جنبش کارگری است. آنها از بدو روی کار آمدن جمهوری اسلامی ایجاد شده بودند تا هر حرکت ضد سرمایه داری کارگران را در نطفه خفه کنند.
    به نظر میرسد نجم الدین در اینجا آگاهانه از بیان صفت اسلامی شورا خودداری کرد که مبادا بحث های دهه هفتاد جان بگیرد. وی اصل خواست تشکیل شورای کارگری را پذیرفت و با این استدلال که «نیاز به بستر سازی هست» وعده ٦ ماه بعد را داد. طبیعی است که هدف نجم الدین از بسترسازی شورا با هر اسم و صفتی ایجاد تشکلی است که فرمان مدیر کارخانه و سرمایه را اجرا کند. با توجه به شرایط و آنچه از گذر تجربه برای ما کارگران به اثبات رسیده است استبداد سرمایه و سرمایه داران تمام هم و غمشان در جهت بالا بردن شدت کار و بالابردن استثمار از نیروی کار ارزان می باشد. هرچه نیروی کار ارزان تر باشد راندمان تولید نیز برای سرمایه داران بالاتر می رود. اما درصد دستمزد کارگران این بخش کارگری ایران خودرو – که نسبت به دیگر بخشهای کارگری در ایران وضع بهتری دارند – نسبت به دستمزد کارگران دیگر شرک های ماشین سازی در اروپا و امریکا در حد چند در صد دستمزد آنها میباشد. برای جلوگیری از اعتراض کارگران نسبت به شرایط کمی دستمزد، ندادن آکورد و رکورد متوسل به نیروی سرکوب می شوند و در کارخانه جو رعب و وحشت در کارخانه برقرار می کنند. با توجه به این مسایل زمانی که نجم الدین از شورای کارگری حرف می زند، با توجه به ساختار اقتصادی و شرایط بهره کشی از نیروی کار ارزان از ایجاد شوراهای اسلامی ضد کارگری و یا دیگر تشکل های همسو با سرمایه نیز وحشت دارند. هدف آنها از طرح ایجاد شوراهای کارگری بیشتر برای آن بود که با وعده و وعید کارگران به سرکار بازگردانند. تنها کاری که انجام شد این بود که امسال رکورد را که در واقع بخشی از دستمزد کارگران است بدون تأخیر به آنان پرداخت کردند!
    اما چرا کارگران به نجم الدین نگفتند که اگر قرار است شورای کارگری تشکیل شود، این کارگران هستند که بایستی دست به کار شوند، که تنها کاری که مدیریت در رابطه شورا کارگری میتواند بکند این است که آنان و عواملشان در چگونگی تشکیل شورای کارگران دخالت نکنند، که تشکل کارگری زمانی معنای خود را می یابد که مستقل از امر و نهی عوامل مدیریتی عمل کند، که کارگران قسمت های مختلف کارخانه باید تجمع هایی داشته و در رابطه با چگونگی شورا صحبت کنند…؟ بدون شک این کار به ثمر نمی نشیند مگر با نیروی خود کارگران، چنان که در مسایل بعد از حادثه خونین در کارخانه قدرت عمل این نیرو اثبات گردید. قسمتی از کارگران در رابطه با طرح مطالبات کارگری نقش عمده داشتند، و این امر ناشی از ترفندهای عوامل کارخانه بود مثلاً راه بندان هایی که بین کارخانه شمالی و جنوبی به وجود می آوردند تا از شرکت کلیه کارگران یک شیفت در تجمعات جلوگیری به عمل آورند؛ ولی در هر حال بخش قابل توجهی از کارگران در چنین مواقعی بیشتر ناظر هستند تا دخالت گر. کارگران شیفت شب که شاهد حادثه خونین و حمله نیروهای ضد شورش بودند در گردهمایی کارگران شرکت نداشتند. با این وجود همین حد از عمل کارگران مدیران ارشد کارخانه و مدیران رده بالای نظام سرمایه را به تکاپو انداخت تا نجم الدین را هراسان جلوی صحنه بفرستند. او هم به برخی از خواست ها که کارگران سالهاست چه در اعتراضات جمعی خود و چه در گفت و گوهای چند نفره به آن پرداخته بودند، مانند لغو اضافه کاریها در روزهای جمعه، پرداخت رکورد، لغو پیمان کاری و … گردن نهاد. البته موضوع کارگران پیمانی یکی از خواست های اکثریت کارگران پیمانی است. در همین سال ٨٩ کارگران چند شرکت پیمانی در ذوب آهن توانستند با اعتصاب ها و اعتراضات چند ماهه خود بعضی از شرکت های پیمانی را منحل کنند ، و مستقیما با کارخانه ذوب آهن قرارداد ببندند که جدیدترین مورد آن شرکت نسوز آذران ذوب آهن می باشد. مسئله انحلال شرکت های پیمانی از چندی پیش در ذوب آهن کلید خورده بود.
    برگردیم به مسئله ایجاد تشکل کارگری از دید مدیران ایران خودرو دیگر دست اندرکاران نظام سرمایه. در سال ١٣٨۵ علی ربیعی در مورد ایجاد تشکل های دست ساز در مصاحبه ای با روزنامه شرق گفت: «١٣% مردم با نظام هستند.» وی برای جلوگیری از شورش های عمومی که وقوع آن را محتمل می-دانست ایجاد سندیکاهای کارگری و کارفرمایان را پیشنهاد کرد که از سوی جناح حاکم در قدرت سرمایه پذیرفته نشد. او میگفت در مواقع شورش های عمومی با وجود چنین تشکلهایی برای حفظ نظام سرمایه قدرت چانه زنی را از دست نمی دهیم، و به حق چنین تشکلهایی میتواند چند صباحی سپر بلای شورش عمومی باشند.
    برای نمونه به مورد تونس اشاره می کنیم. سندیکای تونس به توصیه و همکاری سندیکا ث ژ ت در سال ١٩٢٠ تشکیل شده است. سیاست گزاران این سندیکا هر کارگری را که از چهارچوب و ارکان سندیکا و سه جانبه گرایی تخطی میکرد و در اعتصابها شرکت میجست تنبیه مینمود. این سندیکاها در زمان حکومت بن علی گوش به فرمان سرمایه بودند. سه نفر از رهبران سندیکای ث ژ ت تونس در دولت محمد غنوچی شرکت کردند. سندیکا به خوبی در راستای حفظ نظام سرمایه داری تونس در زمان بن علی از اعتصاب و شورش کارگران جلوگیری کرد و در سامان دهی استثمار نیروی کار ارزان در خدمت سرمایه بود. آن گاه که تاریخ مصرف بن علی به پایان رسیده بود و توده های مزد بگیر (کارگران یدی و فکری) با شعار نان و آزادی به میدان آمده بودند، برای جلوگیری از هم پاشیدن نظام سرمایه داری تونس و حفظ سیستم تولید ارزش اضافی به محمد غنوچی پیوستند.
    در ایران نیز موضوع از همین قرار است. تشکل های دست ساز دولتی از نوع شورای اسلامی کار یا شورای کارگری در ایران، سندیکای ت ژ ت در تونس و… تشکل هایی هستند که در راستای مقابله با جنبش کارگری مستقل و مبارزات کارگران ایجاد می شوند. نجم الدین نیز با محول کردن تحقق خواست شورای کارگری به ٦ مه بعد در وهله اول به هدفش که جلوگیری از ادامه اعتراضات کارگران بعد از حادثه خونبار بود رسید و فرصت و زمان بیشتری خرید تا در زمان مناسب با خواست ایجاد شورای کارگری مستقل از طرف کارگران مقابله کند؛ در وهله دوم نیز در نظر دارد تا در صورت استمرار طرح تشکیل شورای کارگری از سوی کارگران و پافشاری آنان بر این امر، شوراهای اسلامی یا سندیکای نوع بن علی خودش را برای مقابله موذیانه با مبارزات کارگران ایجاد کند.
    شورای کارگری مورد نظر نجم الدین مدیر کارخانه ایران خودرو، در صورت تحقق، تشکلی است در جهت جلوگیری از اعتصابات کارگری. با وجود این، از آنجا که حاکمان سرمایه از تشکل یابی حداقلی و کنترل شده کارگران نیز وحشت دارند، سیاست کلی جناح حاکم بر آن است که حتی از ایجاد چنین تشکلهای همسو با سرمایه نیز جلوگیری کنند.
    شنیده شده که بسیاری از کارگران – چه آنهایی که در جلسه حضور داشتند و چه آنها که در شیفتهای دیگر کار می کنند – افسوس می خورند که چرا این موضوع به ذهنمان خطور نکرد یا آنجا نبودیم که در جمع کارگران اعلام کنیم. شورای کارگری بایستی به وسیله خود کارگران ایجاد شود و ما بایستی خود مقدمات ایجاد شوراهای کارگری را در جمع کارگران مطرح کنیم و با برپایی مجمع عمومی در قسمت-های مختلف موضوع شورای کارگری را به گوش دیگر کارگران برسانیم.
    روز ١۵ اسفند که قرار است نجم الدین به جمع کارگران بیاید زمان مناسبی است که خواست تشکیل شوراهای کارگری در جمع کارگران طرح شود. طبیعی است ایجاد تشکلی که بتواند در مقابل کارفرما برای عملی کردن خواست ها و مطالبات خود مبارزه کرده و از حقوق کارگران در مقابل آنان دفاع کند، شرکت کارگران پیشرو و بدنه کارگری را طلب می کند. از سوی دیگر همبستگی و اتحاد دیگر حلقه-های جنبش کارگری می تواند این مطالبه کارگری را به عنوان یک خواست عمومی کارگران به مدیران و دولت سرمایه تحمیل کند.///
  •  

     

  • رامین کوهیاری                                                                                                    پنجشنبه ۵ اسفند ١٣٨٩

ادامه مبارزات کارگران پس از حادثه خونبار ایران خودرو

28 فوریه 2011

رامین کوهیاری

بعد از پایان اعتصاب ایران خودرو در ٧ بهمن ٨٩ وقایع متعددی به این شرح اتفاق افتاد:
– در مراسم ختم یکی از کشته شدگان که دهنادی ( قائم مقام مدیر عامل ) نیز حضور داشت مورد اعتراض کارگران حاضر در مسجد قرار گرفت. وی در جواب گفت که کشته شدن کارگران یک حادثه بوده است. چرا همه جا علیه من شعار می دهید؟ کارگران اعتراض کردند که در اعتصاب اسفند ٨۴ شما قول دادید که کسی اخراج نشود اما بعد از مدتی و به تدریج کارگران معترض زیادی به بهانه های مختلف مثلا به علت تمام شدن مدت قرارداد و عدم تمدید قرارداد مجدد اخراج شدند. او درجواب گفت که مسئولیت این کار با معاونت نیروی انسانی بوده است و من نقشی نداشته ام!! همچنین در جواب کارگری با ١۵ سال سابقه کارکه به حقوق ۴٠٠ هزار تومانی خود اعتراض کرد، گفت که به دفتر من بیایید تا رسیدگی کنم ! کارگران با اعتراض گفتند اصلاٌ دفتر شما کجاست ؟!
– باقری معاونت منابع انسانی برکنار شد و احمد بذلی همکار نجم الدین در مگا موتور به جای او آمد.
– چهار نفر از روسای حراست بر کنار شدند. شایع شده است که دهنادی نیز برکنار خواهد شد.
– متاسفانه یکی از مجروحان حادثه ( سعید به نژاد ) ۵ بهمن در گذشت. اما مسئولان شرکت بدون اعلام رسمی و ابراز تسلیت، بی شرمانه سکوت کرده اند.
– مسئولان شرکت به مناسبت ٢٢ بهمن، بر خلاف سالهای قبل و به دلیل اعتراضات، سبد کالای هدیه ناچیزی اعلام کردند که در سالهای قبل ازآن خبری نبود.
– در ٢۴ بهمن، شرکت ایران خودرو به عنوان برترین شرکت ایرانی سال ٨٨ انتخاب شد. به این مناسبت قرار شد ١۵روز حقوق و مزایا پرداخت شود. اما این مبلغ کمتر از ١۵ روز بود که با اعتراضات کارگران جوابهای متفاوت و متناقضی از سوی منابع انسانی و امور مالی شرکت داده شد. اعتراضات همچنان ادامه دارد.
-پس از شکسته شدن رکورد تولید سال قبل اعلام شد به کارکنان تولیدی ٣٢٠ هزار، پشتیبانی ٢٧٠هزار و ستادی ٢٢٠ هزار تومان پرداخت می شود. روز یکشنبه اول اسفند، کارگران شیفت صبح سالن مونتاژ با تجمع خود به پایین بودن مبلغ پاداش شکست رکورد تولید، اعتراضاتی را شروع کردند. بعد از ظهر، مدیریت شرکت که فکر می کرد کارخانه آرام است و هدایا و پاداشها، کارگران را ساکت کرده است بر خلاف قولی که در تجمع ٧ بهمن داده بود روز تعطیل دوشنبه ٢ اسفند را کار ٣ شیفت اعلام کرد.
بلافاصله کارگران شیفت عصر سالن مونتاژ، اعتصاب کردند. حراست به داخل سالن آمد اما اعتراضات به قدری وسیع بود که حراست مجبور شد قول تعطیلی دوشنبه را بدهد. اما مدیریت شرکت اطلاعیه دیگری صادر کرد و با عقب نشینی عنوان کرد که کار فردا به صورت » داوطلبانه» است. در شیفت شب سالن مونتاژ، با توجه به اعتراضات شیفتهای قبل، اعتصاب غذای محدودی نیز انجام شد. صبح روز دوشنبه هنگامی که کارگران متوجه شدند که کار «داوطلبانه» اعلام شده است بسیاری با سرویسهای صبح به منزل برگشتند و در سالن مونتاژ عملاٌ کاری انجام نشد.
– به دنبال این اعتراضات گویا مدیریت تصمیم گرفته است که مبالغ پاداش شکست رکورد تولید را افزایش دهد.
برای چندمین بار ثابت شد که کارگران و جانباختگان آنها برای مدیریت بی ارزشند و هنوز یکماه نگذشته مدیریت زیر قول خود زده است. کارگران نشان دادند که می توانند با اتحاد قسمتهای مختلف کارخانه، مدیریت را به عقب نشینی وادار کرد و آماده اند تا در روز ١۵ اسفند، نجم الدین گزارش کارها و وعده هایی را که داده است بدهد.


حادثه خونبار ایران خودرو در۵ بهمن ٨٩ و آنچه از پی آمد

28 فوریه 2011

رامین کوهیاری

ساعت ١١:٣٠ شب کامیون بنز یکی از شرکتهای پیمانکاری برای بارگیری ضایعات در حال حرکت به سمت پرس ٣ است. هم زمان کارگران شیفت ٣ نیز در حال تردد هستند تا به محل کار خود بروند. کامیون بدون توجه به کارگران و پس از تصادف با دو اتومبیل پارک شده به صف کارگران می زند و پس از طی مسافتی با برخورد به دیوار متوقف می شود. هنگامی که راننده را پیاده می کنند در حالت عادی نبوده است. طبق ادعای مسئولان ایران خودرو ۴ کارگر کشته و ١٣ نفر زخمی شده اند و بی احتیاطی راننده علت این تصادف است. به گفته سرهنگ مهرایی رئیس پلیس ترافیک شهری، راننده فاقد گواهینامه پایه ١ می باشد. کارت سلامت او اعتبار نداشته است. شیفت کاری وی ١٢ ساعت بوده است در حالی که طبق آیین نامه، ساعت کار رانندگان ٨ ساعت است. راننده مدعی شده است که پس از ضربه مغزی حدود ٢ سال پیش، دارو مصرف می کند و حالت طبیعی نداشته است. این حالت غیر عادی حتی هنگام ورود به کلانتری مورد تایید پلیس نیز قرار گرفت. مهرایی افزود چرا برگه معاینه فنی، گواهینامه و کارت سلامت راننده که ٢ سال است در آنجا کار میکند چک نشده است ؟ سرهنگ مهرایی همچنین گفت اگر حراست ایران خودرو با توجه به حجم عابران، دراین منطقه محدودیتی برای وسایل نقلیه ایجاد می کرد چنین اتفاقی رخ نمی داد.
بلافاصله پس از تصادف، کارگران برای نجات مجروحان دست به کار می شوند. حادثه فجیع و خونبار است. عده ای بهت زده اند. صدای گریه و شیون همراه با ناله مجروحان و آژیر آمبولانس ها فضا را پر کرده است. جنازه ها بر روی زمین است و مجروحان لت و پار شده اند. بعد از ساعتی اجساد و زخمی ها توسط کارگران به آمبولانسها منتقل می شوند. ایران خورو قتلگاه و ماتم سراست. گریه، بغض و فریاد به خشم همگانی تبدیل می شود. جمعیت به سمت گیتهای ورود و خروج حمله می کنند، شیشه های محوطه گیت ها و اتاق حراست را می شکنند و به پارکینگ سرویس ها می روند. شعار مرگ بر نجم الدین پارکینگ را به لرزه می اندازد. کارگران خشمگین درهای پارکینگ را می بندند و می گویند هیچ کارگری حق خروج ندارد همه باید بمانیم تا دسته جمعی تکلیفمان را روشن کنیم. بعد از مدتی کارگران وارد بلوار ایران خودرو می شوند و به سمت چهار راه ایران خودرو راهپیمایی می کنند. چون نیمه شب است اتومبیلهای کمی تردد می کنند و خبر رسانی بی فایده است. کارگران به صدا و سیما و روزنامه ها تلفن می زنند اما به جز خبر نگار روزنامه شرق کسی نمی آید. چند ماشین کلانتری به آنها نزدیک می شوند هجوم کارگران پلیس ها را فراری می دهد. نیروهای گارد ویژه وارد عمل می شوند و به کارگران حمله می کنند. با پرتاب گاز اشک آور کارگران به داخل کارخانه عقب نشینی می کنند. تعدادی از کارگران دستگیر می شوند. هزاران نفر گارد ویژه مجهز به تمام وسایل سرکوب و ماشین و موتور سیکلت از درب پایین تر از پارکینگ وارد کارخانه می شوند. در داخل پارکینگ وکارخانه کارگران تا صبح شعار می دهند و تظاهرات می کنند در حالی که کارخانه در محاصره گارد است. صبح ۴ شنبه کارگران شیفت ٢ و ٣ از درب جاده مخصوص روانه خانه می شوند زیرا نیروهای انتظامی برای اینکه مردم متوجه نشوند نمی گذارند از درب پارکینگ خارج شوند.
۴ شنبه شیفت صبح تعطیل اعلام می شود. تعداد کمی از پرسنل شیفت صبح در پیاده روها تجمع کرده اند. درب پایین تر از پارکینگ باز می شود و نیروهای انتظامی به پادگانهای خود باز می گردند. تعداد آنها به طرز باور نکردنی زیاد است و همه مردم را متعجب کرده است. بخشی از آنها همچنان چهار راه ایران خودرو و اطراف آن را در محاصره دارند، بخشی نیز در کلانتری ١۵۴ چیتگر مستقر شده اند. خبر فاجعه در همه جا پخش می شود. گمان عمومی بر این است که کارخانه به احترام جان باختگان و مجروحان این حادثه تا شنبه تعطیل اعلام شود اما در میان بهت همگان شیفت ٢ و ٣ کار اعلام می شود. با این تصمیم وقیحانه و ضد کارگری یک بار دیگر ثابت شد که کارگران هیچ ارزشی برای مدیران ندارند و آنها فقط به فکر سودجویی هستند. شیفت ٢ به کارخانه می آید. هیچکس کار نمی کند و اعتصاب شروع می شود. حدود ۵ عصر خبر می رسد که گروهی از مقامات حکومتی به رستوران مدیران در کارخانه شمالی آمده اند و می خواهند با نمایندگان کارگران مذاکره کنند. بلافاصله کارگران پرس ٣ و سالنهای مونتاژ نمایندگان خود را انتخاب می کنند و به همراه نمایندگان خود در حال شعار دادن از تونل داخل شرکت به سمت کارخانه شمالی راهپیمایی می کنند. در کارخانه شمالی کارگران وانت و تندر نیز به آنها ملحق می شوند. حدود ٢٠٠٠ کارگر در زیر باران در جلوی رستوران مدیران شعار می دهند در حالیکه نیروهای حراست دور تا دور رستوران را محاصره کرده اند و نیروهای گارد بیرون کارخانه مستقر شده اند. نمایندگان به داخل رستوران می روند. به نمایندگان گفته می شود که به کارگران بگویید کار را شروع کنند تا مذاکره کنیم. اما نمایندگان نمی پذیرند. یک حراستی از رستوران بیرون می آید و به کارگران می گوید تا سر کار برگردند . کارگران او را هو می کنند و به سمت او هجوم می برند. به ناچار مذاکره شروع می شود. سالن رستوران مملو از حراستی ها، مدیران ارشد کارخانه و مقامات حکومتی است و نمایندگان را در میان گرفته اند. یکی از نمایندگان با صدای بلند می گوید می دانم که اخراج می شوم ولی ترسی ندارم و آمده ام تا حرف بزنم. یکی از مقامات می گوید من » تمدن » استاندار تهران هستم. مطمئن باشید، به همه شما قول می دهم که کسی اخراج نمی شود. » صداقت » نماینده وزیر صنایع، نماینده سازمان گسترش، نماینده وزارت کار و چند نفر دیگر نیز حضور دارند. نمایندگان کارگران چشم در چشم مدیران و با شهامت شروع به افشاگری می کنند:
در روزهای تعطیل مجبوریم که سر کار بیاییم. در صورت غیبت از نمره آکورد مان کسر می شود. با تکرار غیبت، نمره بیشتری کسر می شود و در آخر به جرم تحریک کارگران و اخلال در تولید اخراج می شویم.
فشار کار بسیار بالاست. خط توقف ندارد حتی اگر بخواهیم به دستشویی برویم بدون اجازه امکان ندارد.
بیماری های استخوانی و مفاصلی، دیسک کمر، گردن و پادرد بسیار شایع است. همه می خواهند که به قسمتهای ستادی بروند. دکتر شرکت نظر پزشکان خارج از شرکت را نمی پذیرد. این پزشک قسم پزشکی خود را زیر پا گذاشته است او قسم خورده شرکت و نوکر مدیران است. برخورد با کارگران در واحد طب کار بسیار زننده است. بسیاری از پرسنل بیماری خود را مخفی می کنند تا اخراج نشوند.
هنر مدیران ایران خودرو در کاهش هزینه های پرسنلی است. هدایا بسیار کم شده است. مبلغ ١۵٠٠٠ تومان برای حضور در روزهای تعطیل، ١١٠٠٠ تومان شده است. کتاب های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قطع شده است. درمانگاه های شرکت هیچ دارویی به ما نمی دهند. حوادث کار را در پرونده پرسنل ثبت می کنند و تذکر می دهند که نباید تکرار شود. کمر درد از لیست حوادث حذف شده و بیماری محسوب می شود. ازکارگرانی که به علت کمر درد به خارج کار خانه اعزام شوند پول آمبولانس گرفته می شود. تعداد لباس کار، دستکش، کفش کار و لوازم ایمنی محدود شده است. کیفیت غذا بد است. سرویسهای رفت و آمد نامطلوب است. سرویس ساعت ۶ در ۵ شنبه ها دیگر وجود ندارد. نیروهای حراست بسیار زیاد هستند و سربار شرکتند. از بیکاری کامپیوتر بازی می کنند و در چنین روزهایی آدم فروشی می کنند. آنها وبسیاری از ستادی ها باید به تولید بیایند و اصولاً کسانی به بخش ستادی بروند که در تولید کار کرده اند.
آکورد ما با توجه به اینکه هر سال افزایش تولید داریم و با توجه به گرانی و تورم کمتر هم شده است. با افزایش سن ما تولید نیز زیاد می شود و ما دیگر قدرت قبل را نداریم. چرا کارگر بیشتر استخدام نمی کنید؟
تاوان سایتهای خارج کشور که هیچ توجیه اقتصادی از نظر تیراژ و قیمت فروش ندارند، ایجاد شرکتهایی مانند تام که پروژه های کارخانه را با قیمتهای گزاف به کارخانه تحمیل می کنند، پاداشهای کلان و ریخت و پاشهای مدیران شرکت را ما کارگران می دهیم. افزایش تولید باعث کاهش کیفیت و اعتراض مشتریان شده است. نه کارگران نه مشتریان و نه سهامداران راضی نیستند. فقط این مدیران بی لیاقت جیبشان پر پول تر می شود.
کارگر پیمانکار هستم.کار مشابه رسمی ها دارم. ٣٠٠هزار تومان حقوق می گیرم. آقای مدیر حاضری پسرت با این مقدار حقوق سر کار بیاید؟ شما مدیران همگی دزد هستید و با پیمانکاران شیره جان ما را می مکید. آقای شعشعانی (یکی از مدیران ) وقتی به دفترت آمدم گفتی چرا می خواهی رسمی شوی مگر رسمی و پیمانکاری چه فرقی با هم دارند؟ ! وقتی حقوق و مزایای کمتری می دهید و راحت تر به ما زور می گویید فرقش مشخص می شود.
آقای دهنادی ( یکی از قائم مقام های مدیر عامل ) ٣ تا مدیر عامل عوض شده و تو هنوز قائم مقام هستی. شرکت را داری می چاپی. در شرکتهای تابعه هم عضو هیئت مدیره هستی. کارخانه باید از قطعات ساخت کارخانه شما جنس تهیه کند. من عیدی ٣٠٠ هزار تومان می گیرم و تو ماشین گراند ویتارا، تازه باز هم ناراضی هستی. از جون کارخانه چی می خواهی، چرا نمی روی؟
مدیران شرکت بدون رضایت ما و با پول ما شرکت تعاونی اعتبار درست کرده اند. به ما وام با بهره زیاد می دهند. حواله های ماشین را فقط باید به آنها و ٣٠٠ هزار تومان زیر قیمت بفروشیم. تعاونی خاص دزد خانه است و پول ما به جیب آقایان سرازیر می شود. با پول ما چه دم و دستگاه عریض و طویلی درست کرده اند.
آقای باقری ( معاون منابع انسانی ) تو بزرگترین دروغگوی شرکتی، جلسه با کارگران می گذاری، مدام وعده دروغ می دهی و سر مارا شیره می مالی.
مشکل اصلی ما این است که شورا نداریم. این آقایان با فریبکاری و دادن هدیه و باز گذاشتن در کارخانه در روز انتخابات شورا در سالهای گذشته کاری کردند تا انتخابات شورا از اکثریت بیفتد و الان سالهاست که ما شورا نداریم.
در طول صحبت نمایندگان، مدیران کاملاً ترسیده و ساکتند. با پایان صحبتهای کارگران یکی از مقامات گفت که ما تمام خواسته های شما را در ٢٧ ماده نوشتیم و قول می دهیم تا شنبه بررسی کنیم. نمایندگان کارگران گفتند که چند نفر از شما پای این نوشته را امضا کنید تا ما به کارگران نشان بدهیم. مقامات مخالفت کردند و گفتند که رسانه ای می شود و حالا که به حرفهای شما گوش کرده ایم به کارگران بگویید که سرکار بروند. نمایندگان گفتند تا امضا نکنید امکان ندارد. جلسه با هیاهو و اعتراض طرفین و با بیرون رفتن نمایندگان تمام شد. آنها به میان کارگران که همچنان در زیر باران شعار می دادند رفتند و ماجرا را تعریف کردند. ناگهان ٢٠٠٠ کارگر خشمگین یک صدا شعارهای مرگ بر نجم الدین، مرگ بر دهنادی، ما شورا میخواهیم سر دادند. هیئت حکومتی، کارخانه را ترک کرد. شیفت ٢ اعتصاب را ادامه داد. شیفت ٢ به علت اینکه مستقیماً در جریان حادثه خونبار دیشب شرکت داشت و با نیروهای گارد درگیر شده بود بسیار خشمگین بود، با شهامت بسیار مذاکره کرد و کوتاه نیامد. مسئولان به ناچار شیفت ٣ را تعطیل اعلام کردند. ساعتی بعد نماینده شورای تامین امنیت استان به کارخانه آمد و مدیران و مسئولان کارخانه را تهدید کردکه تا جمعه این اعتراضات را تمام کنید وگرنه شنبه صبح با نیروهای گارد به کارخانه می آییم و خود دست به کار خواهیم شد.
۵ شنبه، شیفت صبح به سر کار آمد در حالی که از اتفاقات 3شنبه شب و از مذاکرات و ٢٧ ماده عصر ۴ شنبه اطلاع دقیقی نداشت. بعضی از قسمت ها مشغول کار شدند اما بسیاری در خیابان های شرکت دسته دسته با یکدیگر و باحراستی ها بحث می کردند. نیروهای حراست که از خارج شرکت نیز آورده شده بودند سعی می کردند پرسنل را متفرق کنند و با این ترفند که ساعت ٩ مراسم تشییع جنازه است توانستند کارگران را آرام کنند. در کارخانه شمالی کارگران وانت که کار نمی کردند به سمت سالن بدنه تندر راهپیمایی کردند و آنها را به اعتصاب دعوت کردند با پذیرفتن تندری ها به اتفاق به سمت کارخانه جنوبی راه پیمایی شد و بسیاری نیز دسته دسته از تونل به کارخانه جنوبی رفتند. بعد از تونل در سه راه شاتل کارگران بدنه سازی سمند و پژو ۴٠۵ به آنها پیوستند. ساعت ٩ صبح کارگران بدنه ٢٠٦ به سمت سه راه شاتل حرکت کردند. مدیران به مسئولان قسمتهای مختلف تلفن می زدند و تهدید می کردند که نگذارید کارگران به کارخانه جنوبی و محل حادثه بیایند. چند نفر از مدیران به سمت آنها رفتند تا مانع راهپیمایی شوند که شعار » کارگر می میرد مدیر پاداش می گیرد «مدیران را هراسان فراری داد. در سه راه شاتل جمعیت می خواست به سمت کارخانه شمالی حرکت کند که حراست مانع شد و یک تریلی را سر راه آنها قرار داد و یکی از کارگران را دستگیر کردند. با هجوم کارگران او را از دست حراستی ها آزاد کردند. یک کارگر به بالای کفی تریلی پرید و گفت ما قصد درگیری نداریم و بهتر است به طرف محل حادثه برویم. با این تصمیم همگی راه افتادند و روبروی پرس ٣ کارگران پرس و مونتاژ نیز به آنها رسیدند. جمعیت حدود ٢ تا ٣ هزار نفر است. مسئله جالب توجه حضور تعداد زیادی از همکاران خانم است. شعارهای مختلفی داده می شود. مرگ بر نجم الدین، مرگ بر دهنادی، دهنادی عمروعاص، حراست نمی خواهیم، . . . نیروهای حراستی و لباس شخصی که بسیاری از بیرون کارخانه آمده بودند سعی می کردند مانع شعارهای کارگران شوند ازجمله یک نفر از آنها شروع به نوحه خوانی کرد و دیگران نیز سینه زنی کردند که با هو کشیدن کارگران منصرف شدند. کارگران بلندگو ها را از حراستی ها گرفتند و سخنرانی می کردند. کارگری روی دوش کارگران رفته و شعار می داد. مهمترین درخواستهای کارگران عبارت بودند از:
١- تشکیل شورای کارگری
٢- لغو پیمانکاری
٣- استخدام قراردادی ها
۴- افزایش دریافتی ها حداقل برابر با شرکت سایپا
کارگران می خواهند که نجم الدین بیاید وگرنه متفرق نخواهند شد. او بعد از مدتی در میان محافظینش پیدا می شود. ترسیده ورنگ پریده است. می گویدکه به ناچار از بهشت زهرا برگشته است. استرس زیادی دارد. چند بار به او آب می دهند تا بتواند صحبت کند. او از خودش تعریف می کند که کارگر بوده است. توانسته است بدهی های شرکت را بدهد و دیگر کارخانه سودآور شده است. آکورد تولیدی ها را افزایش داده است.
نجم الدین قول می دهد تا در یافتی کارگران را به پای شرکت سایپا برساند. دیگر در روزهای تعطیل کار اعلام نشود. شورا را تا ٦ ماه دیگر تشکیل بدهد. . در طول سخنرانی او کارگران چند بار او را هو کردند. سرانجام ساعت ١١:٣٠ اجتماع تمام شد و از بعد از نهارکار شروع شد.
کارگران توانستند مدیران شرکت را به زانو در آورند و خواستهای خود را به آنها بقبولانند. نجم الدین اعتراف کرد که ٢٧ خواسته کارگران را اجرا کند. گزیده ای از سخنان او در شیفت ٢ چاپ شد و توسط حراست به کارگران داده شد. این سندی است که به صراحت قولهای او از جمله ایجاد شورا در آن قید شده است. او همچنین قول داد در ١۵ اسفند اقدامات انجام شده را به اطلاع برساند. نشریه کار آمد نیز در شماره ٣٧٨ شنبه ٩ بهمن متن صحبتهای او را منتشر کرد.
کارگران می توانستند حالا که تنور داغ است پیگیری بیشتری داشته باشند. وقتی نجم الدین گفت تا ٦ ماه دیگر شورا را تشکیل می دهد مشخص است که وعده سر خرمن است و ایجاد شورا این همه زمان لازم ندارد و امکان داشت با شعاری مانند» شورا، شورا تا یک هفته» او را وادار کنند تا زمان یک هفته را بپذیرد. البته اکثر کارگران شیفت ١ از اتفاقات دو شب قبل، از جمله دستگیری ها، جلسه با مقامات حکومتی و مفاد ٢٧ ماده اطلاع دقیقی نداشتند و اگر کارگران شیفت ٣ و به خصوص شیفت ٢ نیز حضور داشتند پیروزی کارگران وزن بیشتری پیدا می کرد.
مدیران می خواهند وقت کشی کنند تا سر فرصت کارگران را شکست دهند. تحقق خواستها و مطالبات کارگران و آزادی دستگیر شده ها فقط با هوشیاری و پیگیری و سرعت امکان پذیر است. آیا کارگران موفق خواهند شد؟

 

رامین کوهیاری ١٣ بهمن ٨٩ 

ساعت ١١:٣٠ شب کامیون بنز یکی از شرکتهای پیمانکاری برای بارگیری ضایعات در حال حرکت به سمت پرس ٣ است. هم زمان کارگران شیفت ٣ نیز در حال تردد هستند تا به محل کار خود بروند. کامیون بدون توجه به کارگران و پس از تصادف با دو اتومبیل پارک شده به صف کارگران می زند و پس از طی مسافتی با برخورد به دیوار متوقف می شود. هنگامی که راننده را پیاده می کنند در حالت عادی نبوده است. طبق ادعای مسئولان ایران خودرو ۴ کارگر کشته و ١٣ نفر زخمی شده اند و بی احتیاطی راننده علت این تصادف است. به گفته سرهنگ مهرایی رئیس پلیس ترافیک شهری، راننده فاقد گواهینامه پایه ١ می باشد. کارت سلامت او اعتبار نداشته است. شیفت کاری وی ١٢ ساعت بوده است در حالی که طبق آیین نامه، ساعت کار رانندگان ٨ ساعت است. راننده مدعی شده است که پس از ضربه مغزی حدود ٢ سال پیش، دارو مصرف می کند و حالت طبیعی نداشته است. این حالت غیر عادی حتی هنگام ورود به کلانتری مورد تایید پلیس نیز قرار گرفت. مهرایی افزود چرا برگه معاینه فنی، گواهینامه و کارت سلامت راننده که ٢ سال است در آنجا کار میکند چک نشده است ؟ سرهنگ مهرایی همچنین گفت اگر حراست ایران خودرو با توجه به حجم عابران، دراین منطقه محدودیتی برای وسایل نقلیه ایجاد می کرد چنین اتفاقی رخ نمی داد.
بلافاصله پس از تصادف، کارگران برای نجات مجروحان دست به کار می شوند. حادثه فجیع و خونبار است. عده ای بهت زده اند. صدای گریه و شیون همراه با ناله مجروحان و آژیر آمبولانس ها فضا را پر کرده است. جنازه ها بر روی زمین است و مجروحان لت و پار شده اند. بعد از ساعتی اجساد و زخمی ها توسط کارگران به آمبولانسها منتقل می شوند. ایران خورو قتلگاه و ماتم سراست. گریه، بغض و فریاد به خشم همگانی تبدیل می شود. جمعیت به سمت گیتهای ورود و خروج حمله می کنند، شیشه های محوطه گیت ها و اتاق حراست را می شکنند و به پارکینگ سرویس ها می روند. شعار مرگ بر نجم الدین پارکینگ را به لرزه می اندازد. کارگران خشمگین درهای پارکینگ را می بندند و می گویند هیچ کارگری حق خروج ندارد همه باید بمانیم تا دسته جمعی تکلیفمان را روشن کنیم. بعد از مدتی کارگران وارد بلوار ایران خودرو می شوند و به سمت چهار راه ایران خودرو راهپیمایی می کنند. چون نیمه شب است اتومبیلهای کمی تردد می کنند و خبر رسانی بی فایده است. کارگران به صدا و سیما و روزنامه ها تلفن می زنند اما به جز خبر نگار روزنامه شرق کسی نمی آید. چند ماشین کلانتری به آنها نزدیک می شوند هجوم کارگران پلیس ها را فراری می دهد. نیروهای گارد ویژه وارد عمل می شوند و به کارگران حمله می کنند. با پرتاب گاز اشک آور کارگران به داخل کارخانه عقب نشینی می کنند. تعدادی از کارگران دستگیر می شوند. هزاران نفر گارد ویژه مجهز به تمام وسایل سرکوب و ماشین و موتور سیکلت از درب پایین تر از پارکینگ وارد کارخانه می شوند. در داخل پارکینگ وکارخانه کارگران تا صبح شعار می دهند و تظاهرات می کنند در حالی که کارخانه در محاصره گارد است. صبح ۴ شنبه کارگران شیفت ٢ و ٣ از درب جاده مخصوص روانه خانه می شوند زیرا نیروهای انتظامی برای اینکه مردم متوجه نشوند نمی گذارند از درب پارکینگ خارج شوند.
۴ شنبه شیفت صبح تعطیل اعلام می شود. تعداد کمی از پرسنل شیفت صبح در پیاده روها تجمع کرده اند. درب پایین تر از پارکینگ باز می شود و نیروهای انتظامی به پادگانهای خود باز می گردند. تعداد آنها به طرز باور نکردنی زیاد است و همه مردم را متعجب کرده است. بخشی از آنها همچنان چهار راه ایران خودرو و اطراف آن را در محاصره دارند، بخشی نیز در کلانتری ١۵۴ چیتگر مستقر شده اند. خبر فاجعه در همه جا پخش می شود. گمان عمومی بر این است که کارخانه به احترام جان باختگان و مجروحان این حادثه تا شنبه تعطیل اعلام شود اما در میان بهت همگان شیفت ٢ و ٣ کار اعلام می شود. با این تصمیم وقیحانه و ضد کارگری یک بار دیگر ثابت شد که کارگران هیچ ارزشی برای مدیران ندارند و آنها فقط به فکر سودجویی هستند. شیفت ٢ به کارخانه می آید. هیچکس کار نمی کند و اعتصاب شروع می شود. حدود ۵ عصر خبر می رسد که گروهی از مقامات حکومتی به رستوران مدیران در کارخانه شمالی آمده اند و می خواهند با نمایندگان کارگران مذاکره کنند. بلافاصله کارگران پرس ٣ و سالنهای مونتاژ نمایندگان خود را انتخاب می کنند و به همراه نمایندگان خود در حال شعار دادن از تونل داخل شرکت به سمت کارخانه شمالی راهپیمایی می کنند. در کارخانه شمالی کارگران وانت و تندر نیز به آنها ملحق می شوند. حدود ٢٠٠٠ کارگر در زیر باران در جلوی رستوران مدیران شعار می دهند در حالیکه نیروهای حراست دور تا دور رستوران را محاصره کرده اند و نیروهای گارد بیرون کارخانه مستقر شده اند. نمایندگان به داخل رستوران می روند. به نمایندگان گفته می شود که به کارگران بگویید کار را شروع کنند تا مذاکره کنیم. اما نمایندگان نمی پذیرند. یک حراستی از رستوران بیرون می آید و به کارگران می گوید تا سر کار برگردند . کارگران او را هو می کنند و به سمت او هجوم می برند. به ناچار مذاکره شروع می شود. سالن رستوران مملو از حراستی ها، مدیران ارشد کارخانه و مقامات حکومتی است و نمایندگان را در میان گرفته اند. یکی از نمایندگان با صدای بلند می گوید می دانم که اخراج می شوم ولی ترسی ندارم و آمده ام تا حرف بزنم. یکی از مقامات می گوید من » تمدن » استاندار تهران هستم. مطمئن باشید، به همه شما قول می دهم که کسی اخراج نمی شود. » صداقت » نماینده وزیر صنایع، نماینده سازمان گسترش، نماینده وزارت کار و چند نفر دیگر نیز حضور دارند. نمایندگان کارگران چشم در چشم مدیران و با شهامت شروع به افشاگری می کنند:
در روزهای تعطیل مجبوریم که سر کار بیاییم. در صورت غیبت از نمره آکورد مان کسر می شود. با تکرار غیبت، نمره بیشتری کسر می شود و در آخر به جرم تحریک کارگران و اخلال در تولید اخراج می شویم.
فشار کار بسیار بالاست. خط توقف ندارد حتی اگر بخواهیم به دستشویی برویم بدون اجازه امکان ندارد.
بیماری های استخوانی و مفاصلی، دیسک کمر، گردن و پادرد بسیار شایع است. همه می خواهند که به قسمتهای ستادی بروند. دکتر شرکت نظر پزشکان خارج از شرکت را نمی پذیرد. این پزشک قسم پزشکی خود را زیر پا گذاشته است او قسم خورده شرکت و نوکر مدیران است. برخورد با کارگران در واحد طب کار بسیار زننده است. بسیاری از پرسنل بیماری خود را مخفی می کنند تا اخراج نشوند.
هنر مدیران ایران خودرو در کاهش هزینه های پرسنلی است. هدایا بسیار کم شده است. مبلغ ١۵٠٠٠ تومان برای حضور در روزهای تعطیل، ١١٠٠٠ تومان شده است. کتاب های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان قطع شده است. درمانگاه های شرکت هیچ دارویی به ما نمی دهند. حوادث کار را در پرونده پرسنل ثبت می کنند و تذکر می دهند که نباید تکرار شود. کمر درد از لیست حوادث حذف شده و بیماری محسوب می شود. ازکارگرانی که به علت کمر درد به خارج کار خانه اعزام شوند پول آمبولانس گرفته می شود. تعداد لباس کار، دستکش، کفش کار و لوازم ایمنی محدود شده است. کیفیت غذا بد است. سرویسهای رفت و آمد نامطلوب است. سرویس ساعت ۶ در ۵ شنبه ها دیگر وجود ندارد. نیروهای حراست بسیار زیاد هستند و سربار شرکتند. از بیکاری کامپیوتر بازی می کنند و در چنین روزهایی آدم فروشی می کنند. آنها وبسیاری از ستادی ها باید به تولید بیایند و اصولاً کسانی به بخش ستادی بروند که در تولید کار کرده اند.
آکورد ما با توجه به اینکه هر سال افزایش تولید داریم و با توجه به گرانی و تورم کمتر هم شده است. با افزایش سن ما تولید نیز زیاد می شود و ما دیگر قدرت قبل را نداریم. چرا کارگر بیشتر استخدام نمی کنید؟
تاوان سایتهای خارج کشور که هیچ توجیه اقتصادی از نظر تیراژ و قیمت فروش ندارند، ایجاد شرکتهایی مانند تام که پروژه های کارخانه را با قیمتهای گزاف به کارخانه تحمیل می کنند، پاداشهای کلان و ریخت و پاشهای مدیران شرکت را ما کارگران می دهیم. افزایش تولید باعث کاهش کیفیت و اعتراض مشتریان شده است. نه کارگران نه مشتریان و نه سهامداران راضی نیستند. فقط این مدیران بی لیاقت جیبشان پر پول تر می شود.
کارگر پیمانکار هستم.کار مشابه رسمی ها دارم. ٣٠٠هزار تومان حقوق می گیرم. آقای مدیر حاضری پسرت با این مقدار حقوق سر کار بیاید؟ شما مدیران همگی دزد هستید و با پیمانکاران شیره جان ما را می مکید. آقای شعشعانی (یکی از مدیران ) وقتی به دفترت آمدم گفتی چرا می خواهی رسمی شوی مگر رسمی و پیمانکاری چه فرقی با هم دارند؟ ! وقتی حقوق و مزایای کمتری می دهید و راحت تر به ما زور می گویید فرقش مشخص می شود.
آقای دهنادی ( یکی از قائم مقام های مدیر عامل ) ٣ تا مدیر عامل عوض شده و تو هنوز قائم مقام هستی. شرکت را داری می چاپی. در شرکتهای تابعه هم عضو هیئت مدیره هستی. کارخانه باید از قطعات ساخت کارخانه شما جنس تهیه کند. من عیدی ٣٠٠ هزار تومان می گیرم و تو ماشین گراند ویتارا، تازه باز هم ناراضی هستی. از جون کارخانه چی می خواهی، چرا نمی روی؟
مدیران شرکت بدون رضایت ما و با پول ما شرکت تعاونی اعتبار درست کرده اند. به ما وام با بهره زیاد می دهند. حواله های ماشین را فقط باید به آنها و ٣٠٠ هزار تومان زیر قیمت بفروشیم. تعاونی خاص دزد خانه است و پول ما به جیب آقایان سرازیر می شود. با پول ما چه دم و دستگاه عریض و طویلی درست کرده اند.
آقای باقری ( معاون منابع انسانی ) تو بزرگترین دروغگوی شرکتی، جلسه با کارگران می گذاری، مدام وعده دروغ می دهی و سر مارا شیره می مالی.
مشکل اصلی ما این است که شورا نداریم. این آقایان با فریبکاری و دادن هدیه و باز گذاشتن در کارخانه در روز انتخابات شورا در سالهای گذشته کاری کردند تا انتخابات شورا از اکثریت بیفتد و الان سالهاست که ما شورا نداریم.
در طول صحبت نمایندگان، مدیران کاملاً ترسیده و ساکتند. با پایان صحبتهای کارگران یکی از مقامات گفت که ما تمام خواسته های شما را در ٢٧ ماده نوشتیم و قول می دهیم تا شنبه بررسی کنیم. نمایندگان کارگران گفتند که چند نفر از شما پای این نوشته را امضا کنید تا ما به کارگران نشان بدهیم. مقامات مخالفت کردند و گفتند که رسانه ای می شود و حالا که به حرفهای شما گوش کرده ایم به کارگران بگویید که سرکار بروند. نمایندگان گفتند تا امضا نکنید امکان ندارد. جلسه با هیاهو و اعتراض طرفین و با بیرون رفتن نمایندگان تمام شد. آنها به میان کارگران که همچنان در زیر باران شعار می دادند رفتند و ماجرا را تعریف کردند. ناگهان ٢٠٠٠ کارگر خشمگین یک صدا شعارهای مرگ بر نجم الدین، مرگ بر دهنادی، ما شورا میخواهیم سر دادند. هیئت حکومتی، کارخانه را ترک کرد. شیفت ٢ اعتصاب را ادامه داد. شیفت ٢ به علت اینکه مستقیماً در جریان حادثه خونبار دیشب شرکت داشت و با نیروهای گارد درگیر شده بود بسیار خشمگین بود، با شهامت بسیار مذاکره کرد و کوتاه نیامد. مسئولان به ناچار شیفت ٣ را تعطیل اعلام کردند. ساعتی بعد نماینده شورای تامین امنیت استان به کارخانه آمد و مدیران و مسئولان کارخانه را تهدید کردکه تا جمعه این اعتراضات را تمام کنید وگرنه شنبه صبح با نیروهای گارد به کارخانه می آییم و خود دست به کار خواهیم شد.
۵ شنبه، شیفت صبح به سر کار آمد در حالی که از اتفاقات 3شنبه شب و از مذاکرات و ٢٧ ماده عصر ۴ شنبه اطلاع دقیقی نداشت. بعضی از قسمت ها مشغول کار شدند اما بسیاری در خیابان های شرکت دسته دسته با یکدیگر و باحراستی ها بحث می کردند. نیروهای حراست که از خارج شرکت نیز آورده شده بودند سعی می کردند پرسنل را متفرق کنند و با این ترفند که ساعت ٩ مراسم تشییع جنازه است توانستند کارگران را آرام کنند. در کارخانه شمالی کارگران وانت که کار نمی کردند به سمت سالن بدنه تندر راهپیمایی کردند و آنها را به اعتصاب دعوت کردند با پذیرفتن تندری ها به اتفاق به سمت کارخانه جنوبی راه پیمایی شد و بسیاری نیز دسته دسته از تونل به کارخانه جنوبی رفتند. بعد از تونل در سه راه شاتل کارگران بدنه سازی سمند و پژو ۴٠۵ به آنها پیوستند. ساعت ٩ صبح کارگران بدنه ٢٠٦ به سمت سه راه شاتل حرکت کردند. مدیران به مسئولان قسمتهای مختلف تلفن می زدند و تهدید می کردند که نگذارید کارگران به کارخانه جنوبی و محل حادثه بیایند. چند نفر از مدیران به سمت آنها رفتند تا مانع راهپیمایی شوند که شعار » کارگر می میرد مدیر پاداش می گیرد «مدیران را هراسان فراری داد. در سه راه شاتل جمعیت می خواست به سمت کارخانه شمالی حرکت کند که حراست مانع شد و یک تریلی را سر راه آنها قرار داد و یکی از کارگران را دستگیر کردند. با هجوم کارگران او را از دست حراستی ها آزاد کردند. یک کارگر به بالای کفی تریلی پرید و گفت ما قصد درگیری نداریم و بهتر است به طرف محل حادثه برویم. با این تصمیم همگی راه افتادند و روبروی پرس ٣ کارگران پرس و مونتاژ نیز به آنها رسیدند. جمعیت حدود ٢ تا ٣ هزار نفر است. مسئله جالب توجه حضور تعداد زیادی از همکاران خانم است. شعارهای مختلفی داده می شود. مرگ بر نجم الدین، مرگ بر دهنادی، دهنادی عمروعاص، حراست نمی خواهیم، . . . نیروهای حراستی و لباس شخصی که بسیاری از بیرون کارخانه آمده بودند سعی می کردند مانع شعارهای کارگران شوند ازجمله یک نفر از آنها شروع به نوحه خوانی کرد و دیگران نیز سینه زنی کردند که با هو کشیدن کارگران منصرف شدند. کارگران بلندگو ها را از حراستی ها گرفتند و سخنرانی می کردند. کارگری روی دوش کارگران رفته و شعار می داد. مهمترین درخواستهای کارگران عبارت بودند از:
١- تشکیل شورای کارگری
٢- لغو پیمانکاری
٣- استخدام قراردادی ها
۴- افزایش دریافتی ها حداقل برابر با شرکت سایپا
کارگران می خواهند که نجم الدین بیاید وگرنه متفرق نخواهند شد. او بعد از مدتی در میان محافظینش پیدا می شود. ترسیده ورنگ پریده است. می گویدکه به ناچار از بهشت زهرا برگشته است. استرس زیادی دارد. چند بار به او آب می دهند تا بتواند صحبت کند. او از خودش تعریف می کند که کارگر بوده است. توانسته است بدهی های شرکت را بدهد و دیگر کارخانه سودآور شده است. آکورد تولیدی ها را افزایش داده است.
نجم الدین قول می دهد تا در یافتی کارگران را به پای شرکت سایپا برساند. دیگر در روزهای تعطیل کار اعلام نشود. شورا را تا ٦ ماه دیگر تشکیل بدهد. . در طول سخنرانی او کارگران چند بار او را هو کردند. سرانجام ساعت ١١:٣٠ اجتماع تمام شد و از بعد از نهارکار شروع شد.
کارگران توانستند مدیران شرکت را به زانو در آورند و خواستهای خود را به آنها بقبولانند. نجم الدین اعتراف کرد که ٢٧ خواسته کارگران را اجرا کند. گزیده ای از سخنان او در شیفت ٢ چاپ شد و توسط حراست به کارگران داده شد. این سندی است که به صراحت قولهای او از جمله ایجاد شورا در آن قید شده است. او همچنین قول داد در ١۵ اسفند اقدامات انجام شده را به اطلاع برساند. نشریه کار آمد نیز در شماره ٣٧٨ شنبه ٩ بهمن متن صحبتهای او را منتشر کرد.
کارگران می توانستند حالا که تنور داغ است پیگیری بیشتری داشته باشند. وقتی نجم الدین گفت تا ٦ ماه دیگر شورا را تشکیل می دهد مشخص است که وعده سر خرمن است و ایجاد شورا این همه زمان لازم ندارد و امکان داشت با شعاری مانند» شورا، شورا تا یک هفته» او را وادار کنند تا زمان یک هفته را بپذیرد. البته اکثر کارگران شیفت ١ از اتفاقات دو شب قبل، از جمله دستگیری ها، جلسه با مقامات حکومتی و مفاد ٢٧ ماده اطلاع دقیقی نداشتند و اگر کارگران شیفت ٣ و به خصوص شیفت ٢ نیز حضور داشتند پیروزی کارگران وزن بیشتری پیدا می کرد.
مدیران می خواهند وقت کشی کنند تا سر فرصت کارگران را شکست دهند. تحقق خواستها و مطالبات کارگران و آزادی دستگیر شده ها فقط با هوشیاری و پیگیری و سرعت امکان پذیر است. آیا کارگران موفق خواهند شد؟

 

رامین کوهیاری ١٣ بهمن ٨٩


در آستانه تعیین حداقل دستمزد سال ٩٠

28 فوریه 2011

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری


حداقل دستمزدها باید به بالاتر از چندین برابر خط فقر افزایش یابد

28 فوریه 2011

حداقل دستمزدها باید به بالاتر از چندین برابر خط فقر افزایش یابد

كمیته پیگیری


آنچه یک کارگر باید بداند – ازمجموعه آموزش های کارگری – بخش اول

23 فوریه 2011
آنچه یک کارگر باید بداند – ازمجموعه آموزش های کارگری – بخش اول  به کوشش مجید ملکی ٢٩ بهمن ١٣٨٩

((فاجعۀ ایران خودرو)) و موضع «کمیته هماهنگی …» به امر خطیر تشکل یابی کارگران

23 فوریه 2011

http://www.ofros.com/maghale/hsarmad_kh.pdf


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: